{ winter } pt 4
# چون....چون
× چون چی ؟ بگو دیگه
# چون خوشم ازت میاد . نه به عنوان یه عضو به خاطر همین نمی تونم تحمل کنم با یکی دیگه ای .
× فلیکس چی داری برای خودت میگی ها ؟ میدونی الان ما هفت ساله که به عنوان هم گروهی داریم کنار هم کار میکنیم ؟ بعد الان تو میای به من میگی ازم خوشت میاد ؟ واقعا ازت همچین انتظاری نداشتم
# اما...
* آروم دستش رو به سمت دست پسرک دراز کرد و با تمام انگشت های کوچیکش انگشت کوچیکه پسر رو با ترس گرفت *
× فلیکس....دستم رو ول کن . من تمام زندگیم رو داخل گروه با اینکه استریت ام گذروندم . نمی خوام یه شبه این ابرو رو خراب کنم .
# چه ربطی به آبروت داره ؟ اینکه کاری که دلت می خواد رو انجام بدید برات خجالت اوره ؟
× هه...کار مورد علاقه ؟ برعکس ، من از اینکه بخوام با یه پسر وارد رابطه بشم متنفرم . اگه ایدل نبودم شاید نظرم عوض میشد اما وقتی یه ایدلم حتی فکر کردن بهش هم باعث میشه تنم مور مور بشه .
( فلیکس حتی با جواب ردی که گرفته بود انگشت کوچیکه ی هیون جین رو ول نمیکرد )
ویو هیون جین
از اینکه میدیدم دستم رو ول نمی کنه عصبی شدم و دستم رو با شتاب از دستاش جدا کردم و از اتاق با عصبانیت خارج شدم . سوار ماشینم شدم و به سمت یه جای خلوت و ساکت رفتم که یونا هم اونجا بود .
ویو فلیکس
بعد از رفتنش روی زمین افتادم و شروع به هق هق زدن کردم . انگار دنیا روی سرم خراب شده بود.....
* سه شنبه *
سلام جی وای پی اینترتینمنت صحبت میکنه
می خواهیم درباره ی موضوعی از هنرمند فلیکس صحبت کنیم . فلیکس امروز صبح درباره ی احتمال رفتنش از گروه استری کیدز صحبت میکرد و به گفته ی خود به دلیل موضوعاتی که نمی خواهد به اشتراک بگذارد احتمالاً نمی تواند فعالیتش را در گروه ادامه دهد . خود هنرمند تاکید بر این داشت ممکن است مشکلات فعلی او موقتی باشند . خود هنرمند با گفته ی خودش نیاز به حداقل یک هفته استراحت دارد .
ممنون از همکاری و درک شما .
jyp entertainment
( فلیکس بعد از اون اتفاق تمام روز رو داخل اتاقش می گذروند و خورد و خوراک و خواب هم از چشمای خودش گرفته بود . درحالی که بقیه ی اعضا داشتن به سختی روی آلبوم جدید کار میکردن فلیکس فقط روی تختش مثل یه جسم متحرک نشسته بود حتی هیون جین که تنها حامی اون بود هم بهش اهمیت آنچنانی نمیداد . )
ویو هیون جین
اون شب که به دیدار یونا رفتم یونا چیزی که بهم گفت باعث شد بابت رفتارم با فلیکس عذاب وجدان شدیدی گرفتم .
ـ دیگه نمی تونیم باهم باشیم
× چی داری میگی ؟ چرا ؟
ـ اینارو ببین
*داخل گوشی*
& پس یونا که میگن تویی . تو بودی که هیون جین رو از فنا گرفتی ؟ حداقل یکم به خودت برس &
& واقعا لیاقت هیون جین بهتر از توعه &
& هی به نظرت هیون جین سلیقه اش بده یا واقعا این دختره یه مشکلی داره ؟ &
ـ می بینی ؟ دیگه تحمل این همه هیت رو ندارم . موفق باشی
× اما....
بعد از اون اتفاق هم از خودم متنفر شدم هم از فلیکس....
* پایان فلش بک *
( بیمارستان )
#اما اون قضیه مال خیلی وقت پیشه
× اره مال خیلی وقت پیشه اما خودت نمی دونی چه ضربه ای به من زدی . الآنم ولم کن چون کار مهم تری تا سر و کله زدن با تو رو دارم .
( کشیدن دست )
ویو هیون جین
از اتاق که خارج شدم چان هیونگ و بقیه ی اعضا رو دیدم .
! هی هیون جین . فلیکس به هوش اومده ؟
× اره . می تونین برین پیشش
و بعد از بیمارستان خارج شدم
ویو چان
وقتی با نگرانی وارد اتاق شدم فلیکس رو دیدم که با پای برهنه جلوی در وایساده . بهش نزدیک شدم و گفتم
! حالت بهتره ؟
# اره بهترم
! ولی...چرا سر پایی ؟
# نمی دونم
! منظورت چیه ؟
# منظور.ـــــ
:: هی چان هیونگ !!!!!
ادامه دارد
× چون چی ؟ بگو دیگه
# چون خوشم ازت میاد . نه به عنوان یه عضو به خاطر همین نمی تونم تحمل کنم با یکی دیگه ای .
× فلیکس چی داری برای خودت میگی ها ؟ میدونی الان ما هفت ساله که به عنوان هم گروهی داریم کنار هم کار میکنیم ؟ بعد الان تو میای به من میگی ازم خوشت میاد ؟ واقعا ازت همچین انتظاری نداشتم
# اما...
* آروم دستش رو به سمت دست پسرک دراز کرد و با تمام انگشت های کوچیکش انگشت کوچیکه پسر رو با ترس گرفت *
× فلیکس....دستم رو ول کن . من تمام زندگیم رو داخل گروه با اینکه استریت ام گذروندم . نمی خوام یه شبه این ابرو رو خراب کنم .
# چه ربطی به آبروت داره ؟ اینکه کاری که دلت می خواد رو انجام بدید برات خجالت اوره ؟
× هه...کار مورد علاقه ؟ برعکس ، من از اینکه بخوام با یه پسر وارد رابطه بشم متنفرم . اگه ایدل نبودم شاید نظرم عوض میشد اما وقتی یه ایدلم حتی فکر کردن بهش هم باعث میشه تنم مور مور بشه .
( فلیکس حتی با جواب ردی که گرفته بود انگشت کوچیکه ی هیون جین رو ول نمیکرد )
ویو هیون جین
از اینکه میدیدم دستم رو ول نمی کنه عصبی شدم و دستم رو با شتاب از دستاش جدا کردم و از اتاق با عصبانیت خارج شدم . سوار ماشینم شدم و به سمت یه جای خلوت و ساکت رفتم که یونا هم اونجا بود .
ویو فلیکس
بعد از رفتنش روی زمین افتادم و شروع به هق هق زدن کردم . انگار دنیا روی سرم خراب شده بود.....
* سه شنبه *
سلام جی وای پی اینترتینمنت صحبت میکنه
می خواهیم درباره ی موضوعی از هنرمند فلیکس صحبت کنیم . فلیکس امروز صبح درباره ی احتمال رفتنش از گروه استری کیدز صحبت میکرد و به گفته ی خود به دلیل موضوعاتی که نمی خواهد به اشتراک بگذارد احتمالاً نمی تواند فعالیتش را در گروه ادامه دهد . خود هنرمند تاکید بر این داشت ممکن است مشکلات فعلی او موقتی باشند . خود هنرمند با گفته ی خودش نیاز به حداقل یک هفته استراحت دارد .
ممنون از همکاری و درک شما .
jyp entertainment
( فلیکس بعد از اون اتفاق تمام روز رو داخل اتاقش می گذروند و خورد و خوراک و خواب هم از چشمای خودش گرفته بود . درحالی که بقیه ی اعضا داشتن به سختی روی آلبوم جدید کار میکردن فلیکس فقط روی تختش مثل یه جسم متحرک نشسته بود حتی هیون جین که تنها حامی اون بود هم بهش اهمیت آنچنانی نمیداد . )
ویو هیون جین
اون شب که به دیدار یونا رفتم یونا چیزی که بهم گفت باعث شد بابت رفتارم با فلیکس عذاب وجدان شدیدی گرفتم .
ـ دیگه نمی تونیم باهم باشیم
× چی داری میگی ؟ چرا ؟
ـ اینارو ببین
*داخل گوشی*
& پس یونا که میگن تویی . تو بودی که هیون جین رو از فنا گرفتی ؟ حداقل یکم به خودت برس &
& واقعا لیاقت هیون جین بهتر از توعه &
& هی به نظرت هیون جین سلیقه اش بده یا واقعا این دختره یه مشکلی داره ؟ &
ـ می بینی ؟ دیگه تحمل این همه هیت رو ندارم . موفق باشی
× اما....
بعد از اون اتفاق هم از خودم متنفر شدم هم از فلیکس....
* پایان فلش بک *
( بیمارستان )
#اما اون قضیه مال خیلی وقت پیشه
× اره مال خیلی وقت پیشه اما خودت نمی دونی چه ضربه ای به من زدی . الآنم ولم کن چون کار مهم تری تا سر و کله زدن با تو رو دارم .
( کشیدن دست )
ویو هیون جین
از اتاق که خارج شدم چان هیونگ و بقیه ی اعضا رو دیدم .
! هی هیون جین . فلیکس به هوش اومده ؟
× اره . می تونین برین پیشش
و بعد از بیمارستان خارج شدم
ویو چان
وقتی با نگرانی وارد اتاق شدم فلیکس رو دیدم که با پای برهنه جلوی در وایساده . بهش نزدیک شدم و گفتم
! حالت بهتره ؟
# اره بهترم
! ولی...چرا سر پایی ؟
# نمی دونم
! منظورت چیه ؟
# منظور.ـــــ
:: هی چان هیونگ !!!!!
ادامه دارد
- ۳۹۸
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط